تحولات منطقه

۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۰
کد مطلب: ۱۱۲۵۲۰۷

شاید جالب باشد که بدانید نخستین شکایت مطرح شده در شورای امنیت سازمان ملل متحد، شکایت ایران از اتحاد جماهیر شوروی بود ...

نخستین شکایتی که در شورای امنیت مطرح شد
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم، ایران آبستن وقایعی از جمله بحران نفت و احکومت خودمختار آذربایجان و کردستان بود. ایران اشغال شده، بر طبق توافقات و بیانیه‌های تهران، پوتسدام و یالتا باید آزاد می‌شد و نیروهای متفقین، باید پس از شکست دول محور، از خاک ایران خارج می‌شدند تا ایران، دوباره استقلال و حاکمیت خود را به‌دست بیاورد. اما در این میان، کارشکنی‌ها و بدقولی‌های اتحاد شوروی و درخواست‌های غیر موجه که در قالب همان رویکردهای امپریالیستی و استعماری گنجانیده می‌شد، کار را برای چنین آرزویی سخت می‌کرد. با اتمام جنگ و سررسیدن موعد تخلیه ایران، آمریکا و انگلستان به‌تدریج نیروهای خود را از ایران خارج کردند؛ اما شوروی نه تنها خارج نشد، بلکه به بهانه ماده ۶ قرارداد ۱۹۲۱، به اعزام نیروهای تازه نفس و ساز و برگ نظامی اقدام کرد. استالین گفته بود:«در این جنگ، هر کس سربازانش را در جایی مستقر کرد، همان‌جا ماندنی می‌شود و بازگشتی در کار نخواهد بود.» در این میان، پس از برگزاری ‌انتخابات مجلس چهاردهم و رد اعتبارنامه جعفر پیشه‌وری،‌ فرقه دموکرات وابسته به شوروی که از سوی حزب توده نیز، حمایت می‌شد، توانست از این فرصت برای طرح ادعای خودمختاری استفاده کند؛ ادعایی که طی بیانیه پیشه‌وری در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴، علنی شد.

طرح شکایت ایران در شورای امنیت

ایران ۲ بار به طرح شکایت در شورای امنیت سازمان ملل متحد، به دلیل خارج نشدن نیروهای شوروی اقدام کرد. نخستین شکایت، در زمان نخست وزیری حکیمی و توسط تقی زاده، در ۲۹ دیماه ۱۳۲۴ تقدیم شورا شد که با استدلال انگلستان، مبنی بر این که سازمان ملل، سازمانی نوپاست و نمی‌تواند بار سنگین چنین کاری را تحمل کند، توسط دولت پس گرفته شد و طرح عقیم ماند. دومین شکایت، در زمان نخست وزیری احمد قوام، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۴، صورت گرفت که با کمک وزارت خارجه آمریکا و کوششهای «جیمز اف. بایرنس» مبنی بر این‌که آمریکا نسبت به این قضیه بی‌تفاوت نیست، از طرح شکایت، پشتیبانی شد. زمانی که دولت ایران، شکایت خود را به شورای امنیت تسلیم کرد، توانست از ۳ جهت شوروی را به خروج از ایران وادار کند؛ اعمال فشار سازمان ملل متحد؛ پشتیبانی و حمایت آمریکا از ایران و ابزار دیپلماسی و مذاکره. قوام، نخست وزیر وقت، توانست از پتانسیل یک مکانیسم بین‌المللی که افکار عمومی پساجنگ از آن حمایت می‌کرد، استفاده کند و برنامه را پیش ببرد. تنها پتانسیل قوام این بود که شرایط و امکانی برای وی در چارچوب رقابت‌های دو ابرقدرت آمریکا وشوروی ایجاد شد.

وی توانست به خوبی از بازی قدرت و فضای ایجاد شده اولین جنگ سرد،‌ استفاده کند. بنابراین قوام، نه آنچنان‌که می‌گویند، در لباس یک منجی قرار می‌گیرد و نه به عنوان یک مجری اوامر شاه فروکاسته می‌شود. بلکه شرایط و فضای سیاسی شروع جنگ سرد و ایستادگی آمریکا در برابر اقدامات شوروی در نفوذ و تسلط بر کشورهای مختلف، برای بلوک‌بندی‌های آینده و برپایی یک دومینوی کمونیستی سازی و کمک معنوی دستگاه دیپلماسی آمریکا و اولتیماتوم قاطع ترومن، به قوام در اجرای نقشه‌اش کمک شایانی کرد. در غیر این صورت، او هرگز نمی‌توانست سیاست خود را برای بازپس‌گیری آذربایجان، به مرحله اجرا بگذارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha